كه بويش در آمد بوي بد بو
دويدند از بوي بد سوي هم
در گوز بستند بر روي هم
نخست آن سيه روز و برگشته بخت
كه بويش در آمد چو شاخ درخت
بيفشرد چون كوه پا بر زمين
كه جاي گوز ان نيايد به دندان كين
در همان لحظه و همان روز
به ياد آورد چهار قانون گوز
كه گوز دو بو دارد دو سو
دگر قانون دو رو دارد دو گو
چو آمد بوي ان و گوز بد بو
بفهميد به هم حمله كردند باز از دو سو
رکه داشته رد میشده یه نفرو می بینه دربوداغون. از یکی میپرسه چی شده؟ میگه : هیچی بابا گوزپیچ شده! چند لحظه بعد یه نفر از ترکه میپرسه چی شده آقا؟ میگه :
نمی دونم... گوزپیچ شده!
پیچ گوز شده!
چوس چیست ؟؟؟
تلاش بی وقفه گوز برای حفظ آبرو !!!
1)خيره شدن به چشم ديگران .
2)تلاش براي رفع بو .
3)ترك سريع محل حادثه.
ی که جوال دوز ميزنی سولاخ کونت
که بیرون بیاری گوز بی بو ات
برو چاره بکن سوراخ بازشه
اگر کونی بدی گوزت باحال شه
گوزت بی بو ولی چس چو ان است
برو چاره بکن که سنده بند است
اگر روغن خوری کاری بدیل است
چراکه سنده ات کار فجیه است
بیا نوبت توست که ت بدی تو
که هرچند که تر زدی با این شعرت تو
اگر ناتوانی برین به سینت
گوزیده پیچیده!
پیچیده گوزیده!
تو پیچ گوزیده!
تو گوز پیچیده!
پیچ خورده گوزیده!
گوز خورده پیچیده!
یه چیزی تو همین مایه ها !!!گوز کنترل شده آن باشد که با دقت از مقعد گوزنده صادر شود، چنان که نه از آن صدا خیزد و نه گمان خروج مدفوع رود. پس از این تعریف علمی از گوز کنترل شده با مثالی آن را عینی می کنم. حتما برای همه شما پیش آمده است که در مکانی عمومی دچار دل درد ناشی از دل پیچه ناشی از باد معده شده باشید. در این حالت از یک سو ادب مانع می شود تا باد را به شکلی پرصدا خارج کنید و از سوی دیگر درد معده مانع فعالیت شما می شود. بنابراین در چنین حالتی متوسل به گوز کنترل شده می شوید تا هم آبروی خود را حفظ کنید و هم درد را تخفیف دهید. بعد از گوزیدن گرد نشستن ؛ بعد از فوت چیزی به فکر نگاهداری آن افتادن . (فرهنگ نظام ).
گوز داده تغار را شکسته ، طلاق هم میخواهد . (امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1329).
گوز کدبانو صدا ندارد ؛عیوب اغنیا و اقویا غالباً پوشیده ماند. (امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1329).
گوز مده عود مسوز . (امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1329).
- به گوز بند بودن ؛ سست و قابل پاره شدن بودن . (فرهنگ نظام ).
- گنده گوزی کردن ؛ لافهای بزرگ زدن . (فرهنگ نظام ).
- گوز به ریش ِ (به سبیل ِ، به دهن ِ) ؛ فحشی است . رجوع به فرهنگ نظام شود.
- گوز دادن ، گوز زدن ؛از راه پایین باد با صدا بیرون کردن . (ناظم الاطباء).
- گوزکلافه کردن ؛ به مزاح ، سخت بی چیز و بیکار بودن . (یادداشت مؤلف ).
- گوز کندن ؛ لاف بسیار زدن . (فرهنگ نظام ). ظاهراً مصدر جعلی از گوزگند است . رجوع به گوزگند شود.
|| (ص ) بد رانیز گفته اند که در مقابل نیک است ، چه هرگاه گویند «با نغزان نغزی و با گوزان گوزی » مراد این باشد که بانیکان نیکی و با بدان بدی . (برهان ). قیاس شود با کردی گوز ۞ (شیطان ، شرور، بد)«ژابا ص 369»، استعمال مجازی است از معنی قبلی . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || چفته و دوتا.(لغت فرس ص 175). گوژ. خمیده :
دلم پر آتش کردی و قد و قامت گوز
فرازنامد هنگام مردمیت هنوز.
همیشه تو را جاودان باد روز
به شادی و بدخواه را پشت گوز.
جوان را شود گوز بالای راست
ز کار زمان چند گونه بلاست .
شده گوز بالای سرو سهی
گرفته گل سرخ رنگ بهی .
بدوگفت کای پشت بخت تو گوز
کسی از شما زنده مانده ست نوز.
پیرزنی موی سیه کرده بود
گفتمش ای مامک دیرینه روز
موی به تلبیس سیه کرده ای
نيستند.)
۲ــ میگن طرف گوز گ ز میکنه (يعنی حرفگندهتر از دهنش میزنه)
۳ــ شکم خاليو گوز فندقی
۴ــ گوز خنده و خوشحالی،چس کتک و کتک کاری.(چون وقتی يکی میگوزه همه می دونن عاملش کيه وبهش میخندند
ولی سر اينکه کی چسيده هميشه دعواست)
۵ــ بابا اين گوز رو دست کم نگيريد تقريباً ۵۰ درصد زندگی ما
صرف اطفاع گوز میشه.
۶ــ اوايلِِِِ زندگی با کسی(به فتح کاف) اين گوز خيلی مشکل سازه.
آقا يه توالت خوش از گلوت پايين نمیره. هی بايد شير آب رو باز
بذاری، يا الکی با سطل آشغال ور بری وصدای تلق وتلوق ازش
دربياری ويا اينکه هر ۵ دقيقه سيفون روبکشی تا مبادا صدای گوز
به بيرون رسوخ کنهانواع گوز ::..
كه بويش در آمد بوي بد بو
دويدند از بوي بد سوي هم
در گوز بستند بر روي هم
نخست آن سيه روز و برگشته بخت
كه بويش در آمد چو شاخ درخت
بيفشرد چون كوه پا بر زمين
كه جاي گوز ان نيايد به دندان كين
در همان لحظه و همان روز
به ياد آورد چهار قانون گوز
كه گوز دو بو دارد دو سو
دگر قانون دو رو دارد دو گو
چو آمد بوي ان و گوز بد بو
بفهميد به هم حمله كردند باز از دو سوبالا اشاره کردم

